فرشته کوچولوی ما

منم و مزه مزه کردن لحظه های مادری

مبـــــــــــــــادا زرد باغ دختر من...

ویا کم سو چراغ دختر من...

برو ای غم برو بیرون از این شهر،...

میا هرگز سراغ دخترمن...

[موضوع : ]

نوشته شده در پنجشنبه 3 دی 1394ساعت 21:35 توسط مامان نینی| |

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچکس را بیشتر از او دوست نداشته باشم

مادر مرا بوسید گفت: نمیتوانی عزیزم! گفتم میتوانم , من تورا بیشتر از پدرم، برادرم و خواهرم دوست دارم!

مادرم گفت: یکی می آید که نمیتوانی مرا بیشتراز او دوست داشته باشی...

نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ولی خوپب که فکرمیکردم مادرم را بیشتر از او دوست داشتم ...معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم... بزرگتر که شدم عاشق شدم، خیال کردم نمیتوانم به قول کودکیم عمل کنم...ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری؟! باز چیزی ته دلم گفت مادرم...

سالها گذشت و یکی آمد... یکی که تمام جان من بود...

همانروز مادرم خندید گفت: دیدی نتوانستی..؟!!!!!

و من هرچقد رفکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر میخواستم... او آمد و سلطان قلب من شد...

من نمیخواستم و نمیتوانستم که به قول دوران کودکیم عمل کنم ...

آخر من خودم مادر شدم...

روز مــــــــــــــــــــــــــــــادر مبارک...

[موضوع : ]

نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردين 1394ساعت 22:46 توسط مامان نینی| |

آنیا از روز 7ام تا 10ام تو دستگاه فتوتراپی بودغمگین

بعدشم تا 1ماهگی مشکل معده و ریفلاکس داشت زفلک خیلی اذیت شد

 

 

 

 

[موضوع : ]

نوشته شده در سه شنبه 4 فروردين 1394ساعت 22:14 توسط مامان نینی| |

سلام دوستای گل و خاله های مهربون 

امروز به لطف خدا گل دخترمون 45روزه شد خدایا هزار بار شکرررررررررررررررررررت

دخترم ... آرام

[موضوع : ]

نوشته شده در يکشنبه 24 اسفند 1393ساعت 20:37 توسط مامان نینی| |

سلام دوستای گلم خیلی خیلی معذرت میخوام از اینکه دیر پست میزارم... واقعا بچه داری سخته و کل 24ساعت درگیرم مخصوصا که این دخترکوچولوی ما زیادی شیطون و جیغ جیغوئهمحبت

خدارو صدهزار مرتبه شکررررررررررررررر 11.11 ساعت 11صبح گل دخملم قدمهای کوچولوشو رو تخم چشممون گذاشت ... آرام خدایااااااااااااااااااااا بینهایت شکرت بابت این نعمت

سرفرصت عکس آنیامونو برای خاله های مهربونش میزارمخجالت

تک به تک جواب ندادنمو پای بیمعرفتیم نزارین 1ماه آخر بارداریم خیلی مشکلات ریز و درشت داشتم الانم که 20روزه درگیره این وروجک دوست داشتنیم... 

دختر خوشگلم 20 روزگیت مباررررررررررررررک

[موضوع : ]

نوشته شده در پنجشنبه 30 بهمن 1393ساعت 23:44 توسط مامان نینی| |

niniweblog.com

سلام خاله های مهربون...

مرسی از نظرات قشنگتون و اینهمه لطفتون به من و دخترمون

بالاخره بعد از کلی نظرسنجی و تلاش من و بابایی اسم گل دخترمونو انتخاب کردیمniniweblog.com

Aniya

"آنیا"

به اسپانیایی یعنی الهه عشق و محبت

به یونانی یعنی فرشته ای از طرف خدا

و اما به ترکی یعنی هدیه ای برای مادرزیباخجالت

به امید خدا فردا آخرین ویزیتمه و برگه بیمارستانو میگیرم و ایشالا 5شنبه یا شنبه میرم که با دخترم برگردم

برامون دعاکنین خاله های مهربون

niniweblog.com

قسم بر درد زیبایی که از میلاد تو درجسم وجان من بپیچد

قسم برناله های روشنی که شهد جانت را در این کامم بریزد

قسم برتو،

قسم برمن،

قسم براوکه مادربودنم راباوجودت بال وپرداد

قسم برحرمت شامی که این نطفه براین جسم و براین جانم شررداد

نمی خواهم به حکم نام مادربودنم

در بند من باشی

همی خواهم شبی، روزی، دمی فرزندمن باشی

به حُرم عهد و پیمانی که با تو در نهان بندم

به تو سوگند، تو فرزندم به این عهدم که پابندم

تو آزادی ، رهایی ، از همان روزی که می آیی

نمی خواهم فداگردی،

فناگردی دراین عشق اهورایی

تورا من رهنمایم ،یاورم ،همراه شبهایت

مرا مرهم بدان ،آرامشی در اوج غمهایت

کنارت تا ابد می مانم و آزاد می مانی

و میدانم تو هم یک روزاین احساس را میدانی...

[موضوع : ]

نوشته شده در دوشنبه 6 بهمن 1393ساعت 15:33 توسط مامان نینی| |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 29 صفحه بعد

Design By : nightSelect.com
Powwerd By : NiniWeblog.com